الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )
172
موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )
فقال له الوالي : يا أبا عبد اللّه ! انظر في الكتاب . قال : حتى أنظر ما قالوا فالتفت إليهم فقال : ما قلتم ؟ قالوا : قلنا يؤدّب و يضرب و يعزّر و يحبس . قال ، فقال لهم : أ رأيتم لو ذكر رجلا من أصحاب النبي به مثل ما ذكر به النبي ما كان الحكم فيه ؟ قالوا : مثل هذا . قال : سبحان اللّه ! فقال : فليس بين النبي و بين رجل من أصحابه فرق ؟ ! فقال الوالي : دع هؤلاء يا أبا عبد اللّه ! لو أردنا هؤلاء لم نرسل إليك . فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : أخبرني أبي : أن رسول اللّه قال : [ إنّ ] الناس فيّ أسوة سواء ، من سمع أحدا يذكرني ، فالواجب عليه أن يقتل من شتمني و لا يرفع إلى السلطان و الواجب على السلطان إذا رفع إليه أن يقتل من نال مني ، فقال زياد بن عبيد اللّه : أخرجوا الرجل فاقتلوه ، به حكم أبي عبد اللّه عليه السّلام ؛ « 1 » على بن جعفر گفت : برادرم موسى - عليه السلام - به من گفت : من بالاى سر پدرم ايستاده بودم كه فرستادهء زياد بن عبيد اللّه حارثى والى مدينه آمد و به او گفت : امير مىگويد : نزد من بيا . پدرم به علتى عذر خواست . فرستاده بازگشت و گفت : دستور دادم به جهت شما در مقصوره را كه نزديكتر است باز كنند . پدرم برخاست و به من تكيه كرد ؛ وارد بر والى شد در حالى كه همهء فقيهان مدينه را گردآورده بود ؛ در جلو او نوشتهاى بود كه در آن ، شهادتى عليه مردى از اهالى وادى القرى بود كه به پيامبر دشنام داده بود . والى به پدرم گفت : اى ابا عبد اللّه ! به نوشته بنگر . پدرم گفت : ببينم اينان چه گفتند و به آنها نگاه كرد و گفت : شما چه گفتيد ؟ گفتند : ما گفتيم : تأديب مىشود و كتك مىخورد و تعزير و زندانى مىشود . پس پدرم به آنان گفت : بگوييد ببينم اگر دربارهء يكى از اصحاب پيامبر ، چنين امرى رخ دهد ، حكم شما در آن چيست ؟ گفتند : مثل همين . گفت : سبحان اللّه ! سپس گفت : پس ميان پيامبر و يكى از اصحابش هيچ فرقى نيست ؟ ! والى گفت : اى ابا عبد اللّه ! اينها را رها كن . اگر نظر ايشان را مىخواستيم دنبال تو نمىفرستاديم . پس امام صادق - عليه السلام - گفت : خبر داد به من پدرم كه رسول اللّه فرمود : مردم همه در مورد من برابرند ؛ هر كس بشنود كسى دربارهء من چيزى مىگويد واجب است دشنامدهنده را بكشد و لازم نيست نزد حاكم ببرد و بر حاكم واجب است اگر نزد او شكايت بردند كسى را كه به من بدى گفته ، بكشد . زياد بن عبيد اللّه گفت : به حكم ابو عبد اللّه - عليه السلام - اين مرد را ببريد و بكشيد . علّامه مجلسى مىگويد : قول حضرت : « فهو أقرب لخطوتك » ظاهرا اين كلمه با حرف
--> ( 1 ) . كافى ، ج 7 ، ص 266 ، ح 32 ؛ نك : مرآة العقول ، ج 23 ، ص 414 ؛ مسائل على بن جعفر ، ص 290 ، ح 740 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 10 ، ص 84 ، ح 331 .